![]() |
![]() |
|
| اگردیدی جوانی بادرختی تکیه کرده -- بدان ازعاشقی خون گریه کرده |
|
آنقدر آه کشیدم که دگر سیر شدم گر صورتم جوان است ولی پیر شدم در جوانی ناله کردم کسی یادم نکرد در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد مرا دردی است اندر دل اگر گویم زبان سوزد اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد می روم دورتر از تو با دنیا ی خود خلوت کنم باید آخر من به این دیوانگی عادت کنم زندگی اندیشه ای بیهوده است پایه اش از بیخ و بن فرسوده است زندگی چیست ؟ خون دل خوردن اولش رنج آخرش مردن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط عبدالمبین فقیری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
دوستان من همیشه کوشش میکنم زحمت میکشم تاتوانسته باشم دل شما راچنددقیقه دریادگاری های سابقه تان بیندازم ونظرشما عزیزانم برایم بسیارمهم است وخصوصآ ازشما بلی ازشما قندولک بسیارخرسندم که سری زدی من همیشه درخدمت شماعزیزان هستم
|
| پیوندهای روزانه |
|
دوست داشتنی های ویبلاگ آموزدنده دوست داشتنی های ویبلاگ آموزدنده پیوند های روزانه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
فال اسمی شمادوستان شعرهای انتقادی وطنزی عکس های جالب ودیدنی بفرمایند فال اسمی شما گفته های اسلامی برای دوستان عزیزم موضوعات سایت اکثرآ شعری میباشد موضوعات سایت اکثرآ شعری میباشد |
| پیوندها |
|
جوکهای خارج از جوکات ولی خیلی خنده دار شعرهای مقبول |
|
RSS
|