میرسد روزی که برمن لحظه هاراسرکنی ---میرسد روزی که مرگ عشق راباورکنی
ماخسته دلانیم زکس کینه نداریم - یک شهرپرازدشمن ویک دوست نداریم
گرنیای تاقیامت انتظارت میکشم - منت عشق ازنگاه ژرشرابت میکشم - نازچندین ساله چشم خمارت میکشم - تانفس باقست اینجاانتظارت میکشم
ازفراق تومراهرنفسی صدآه هست --- دارمت دوست به قدریکه خداآگاه هست
مراتاثیرعشق که دیوانه شدم ----- تراتاثیرچه بود که بیگانه شدی
هرگزندیدم برلبی لبخندی ترا ---- هرگزنمیگیرد کسی درقلب من جای ترا
دوستی قطره اشکی است که درمعبدعشق-- هرکجایش بچکد مهروفامیروید
اگرچشمان من دریاست توی فانوس شبهایش --- اگرحرفی زدم ازگل توی مفهوم معنایش
رفتن تومرگ من است- دستهای تودردست من - نگوکه بایدجداشویم - نبودتونبودمن است
اینقدرمغرورمباش که این دنیادرگذرهست --- عشق من باتو عشق توجای دیگراست
ایدوست گلی به یادگاربفرست -- گرلایق گل نیستم خاربفرست-ازبهرخدانه ازبهردلت--من پیامی داده ام توجابی بفرست
ماخسته دلانیم زکس کینه نداریم - یک شهرپرازدشمن ویک دوست نداریم
گرنیای تاقیامت انتظارت میکشم - منت عشق ازنگاه ژرشرابت میکشم - نازچندین ساله چشم خمارت میکشم - تانفس باقست اینجاانتظارت میکشم
ازفراق تومراهرنفسی صدآه هست --- دارمت دوست به قدریکه خداآگاه هست
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۹ ب.ظ توسط عبدالمبین فقیری
|