با قلبت برایم زنگ بزن ــ من هم لبخند برایت بلوتوث میکنم
با قلبت برایم زنگ بزن ــ من هم لبخند برایت بلوتوث میکنم
روزی مرگم خاک را باور کندی - روی قبرم لاله را پرپرکنید
تابوتم را خالی از غم کنید - پیکرم را غرق درشبنم کنید
روزی مرگم دوست را دعوت کنید - دور قبرم یک کمی خلوت کنید
بعد مرگم خنده ها راسرکنید - رفتنم را دوستان باور کنید
عشق را من از نگاه چشم توآموختم -- آتشی ازعشق تودرقلب خودافروختم
من نشستم درکنارت مثل شمع پرفروغ -- ذره ذره آب گشتم ازفراقت سوختم
اگر با خنده ها رویا بسازم -- اگر با گریه ها دریا بسازم
اگر خنده شود از من فراموش -- اگر گریه شود با من هم آغوش
تورا هرگز نخواهم کرد فراموش
درغریبی گریه کردم ناله هیچکس یادم نکرد -- درققس جان دادم صیاد آزادم نکرد
دلم ز دست زمانه بسی تنگ است / چه کنم که کار دنیا فقط نیرنگ است
نیرنگهای دنیا هزار و یک رنگ است / خدا کند شود پیدا دلی که با دل من یک رنگ است
بی وفایی کن وفایت میکنند با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست مهربان باشی رهایت میکنند
مُردم به خدا از غم هجران و جدایی/ ای دلبر دور از نظرم پس تو کجایی
نوشتم حرف دل تا تو بخوانی / که چون دورم ز تو ، دردم بدانی
به غیر از تو کسی را من ندارم ، تو را تا بی نهایت دوست دارم
ادامه مطلب رافراموش نکنید یک سربزنید هتمن هتمن

|
چندی ست که بیمار وفایت شده ام ... در بستر غم چشم به راهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی ..... مسئول تویی که من فدایت شده ام...
اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني
.......... روز محشر عاشقان را قیامت کار نیست / کار عشق جز تماشای وصال یار نیست . . . مینویسم خاطرات با اشک و آه / در شبی غمگین و تاریک و سیاه مینویسم خاطرات از روی درد / تا بدانی دوریت با من چه کرد . . . روزی که یادت نکنم روز خدا نیست / سوگند به اسمت که دلم از تو جدا نیست . . .
|
شب های دراز بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...
اگرخواهی سگی رامشغول كنی ، تكه چوبی بینداز به دور، میبینی كه آن را به دهان میگیرد ودوباره نزد صاحبش باز میگردد.اما وقتی خدا چیزی به انسان دهد وانسان دنبال آن برود خیلی كم پیش آمده كه به درگاه او بازگردد، آیا انسان ازیك سگ كمتراست؟
قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يکي رنج ودر ديگري شادي.
نبايد زياد بلند خنديد وگرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود.
سکوت را مي پذيرم اگر بدانم روزي با تو سخن خواهم گفت،
غم را مي پذيرم اگر بدانم روزي در کنار تو شادي را احساس خواهم کرد،
مرگ را مي پذيرم اگر بدانم روزي خواهي فهميد که دوستت دارم....
تو از من بی خبر٬ من از تو دلتنگ
جدایی بین ما فرسنگ فرسنگ
دلم از شیشه است اما ندانم
چه کس بر شیشه من میزند سنگ!
هر چه کنی بکن ولی٬از بر من سفر مکن
یا که چو میروی مرا٬وقت سفر خبر مکن
روز جداییت مرا یک نگه تو میکشد
وقت وداع کردنت٬بر رخ من نظر مکن!
" آرزومند طلوع شادی و غروب غمهایت " " سبز و آسمانی باشید "
" با کلید محبت قفل قفس قلبم را می گشایم و پرنده ی کوچک سلام را در آسمان نیلگون وجودم رها می سازم امیدوارم که پذیرا باشید .. "
سلام دوستان بعدازچندروز غیرحاضیری بالاخره سررسیدم همرای اشعارجالب وداستانهای مقبول مطابق به شوق شما خداکند که بتوانم شما رالحظه ای به خاطرات شیرین تان بیندازم
ویک گپ عمده دوستان عزیز برای بهترساختن محتویات ویبلاگ نظربتین تشکر ازتک تک شما که ازویبلاگ بنده دیدن میکنید
آنقدر آه کشیدم که دگر سیر شدم
گر صورتم جوان است ولی پیر شدم
در جوانی ناله کردم کسی یادم نکرد
در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد
مرا دردی است اندر دل اگر گویم زبان سوزد
اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
می روم دورتر از تو با دنیا ی خود خلوت کنم
باید آخر من به این دیوانگی عادت کنم
زندگی اندیشه ای بیهوده است
پایه اش از بیخ و بن فرسوده است
زندگی چیست ؟ خون دل خوردن
اولش رنج آخرش مردن