چندی ست که بیمار وفایت شده ام ... در بستر غم چشم به راهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی ..... مسئول تویی که من فدایت شده ام...

 

اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟

 

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني

 

 

 

...........................................

دیابت لباتم، خراب اون چشاتم، عاشق اون صداتم، بادبون کشتیاتم، دیونه ی نگاتم، روانیه اداتم، دیگه جی میخوای ، بخوای نخوای فداتم ...

...........................................

 

من تو شدم تو من شدی ، من تن شدم تو جان شدی ، تا كس نگويد بعد از اين من ديگرم تو ديگری ،

آفاق ها گرديده ام ، بر مهرشان ورزيده ام ، بسيار خوبان ديده ام ، اما تو چيز ديگری

 

..........

روز محشر عاشقان را قیامت کار نیست / کار عشق جز تماشای وصال یار نیست . . .


مینویسم خاطرات با اشک و آه / در شبی غمگین و تاریک و سیاه

مینویسم خاطرات از روی درد / تا بدانی دوریت با من چه کرد . . .

روزی که یادت نکنم روز خدا نیست / سوگند به اسمت که دلم از تو جدا نیست . . .